سخراني 12 آذر ماه ، در تداوم بحث هاي گذشته و
در راستاي تعالي فرهنگ سازماني به « نقش پاداش دربهبود عملكرد
» اختصاص يافت كه توسط جناب آقاي دكتر خاكي ايراد گرديد . در اين
گزارش چكيده اي از اين سخنراني ارايه مي شود .
امروزه از مفهوم « تعالي سازماني » كه در ادبيات مديريت جاي بهره
وري ، كارآيي ، كارآمدي و اثر بخشي را به خود اختصاص داده ، به
معناي « سرآمد شدن » بويژه در عرصه رقابت تعبير گرديده است . طبعا
تعالي سازمان نيازمند تغيير و تحول در ساختار شركت مي باشد .
در بحث مديريت پاداش ، آن را مي توان به دو نوع تقسيم كرد :
1- پاداش بيروني مثل حقوق و مزاياي ثابت و غير ثابت
2- پاداش دروني مثل معني دار كردن شغل
پاداش در مقابل عملكرد معنا پيدا مي كند ولي خود به عنوان يكي
از مؤلفه هاي اساسي در عملكرد سازماني است .
| فرهنگ شركت هاي متعالي |
فرهنگ شركت هاي متعالي |
| دلخوش كردن به اهداف كوتاه مدت و موفقيت
هاي كوچك |
روبرو شدن با واقعيت هاي نا خوشايند و برداشتن
اقدامات كليدي |
| اقدام بدون فكر و مطالعه |
نظم و انضباط گرايي در فكر و عمل |
| ناسازگاري شديد در مديريت و محورهاي شركت |
انسجام فكري و عزم ثابت |
| تلاش شديد براي جلب مشاركت مردم |
رفتار مشاركت جويانه مشتريان |
| جذب شركت هاي جديد بدون توجه به وضعيت سازمان |
پس از دست يابي به موفقيت ، تلاش براي جذب
شركت هاي جديد |
| گسيختگي نسل ها و عدم انتقال تجربيات |
پيوستگي براي پيوستن نسل هاي مختلف سازمان |
| ايجاد داده با تحولات تكنولوژيكي |
فرصت نگري به تغييرات تكنولوژيك |
عملكرد = وضوح نقش × شايستگي × محيط × ارزش ها
× تناسب ترجيحي × پاداش
طراحي نقش شفاف و مشخص دقيقا بر عملكرد افراد تاثير مي گذارد
. علاوه بر آن ، دانش و مهارت لازم براي ايفاي نقش ها نيز مؤثر
واقع مي شود . طبعا شايستگي ها در محيط مطلوب به منصه ظهور رسيده
و محيط و نقدپذير و آمادگي فرهنگي آن اهميت خاصي دارد . در چنين
محيطي چه ارزش هايي حاكم بوده و مباني قضاوت در رابطه با هنجارها
كدامند ؟ شاخص ديگر ، انتخاب و ترجيح آگاهانه محيط كار و شغل
مي باشد و بالاخره پاداش به عنوان يك مؤلفه ديگر مي باشد كه
نقش بسزايي دارد . پاداش بايد بر اساس نوع فكر و نگرش افراد
شكل بگيرد و بايد بر گرفته از نظام ارزشي باشد .
اصولا شكل گيري عملكرد مطلوب ، ما حصل تامين الزامات ، منابع
و امكانات لازم مي باشد . نكته اي كه در اين بخش قابل بحث است
رفتار عادلانه در سازمان مي باشد . امروزه تئوري برابري يا Equity
theory به عنوان يكي از مباني اصلي در تفكر طراحي پاداش مطرح
است .
افراد در مقام مقايسه نابرابري با ديگران
، خود را با سه گروه مقايسه مي كنند :
1- با خودشان
2- با همكاران و افراد همانند
3- با سيستم ساير سازمان ها
به همين جهت ، مهندسي انتظارات لازم است . در مهندسي انتظارات
، بايد به تلاش ، ميزان پاداش و مطلوبيت يا ارزش معنوي عامل
انگيزش و يا پاداش توجه كرد .
با توجه به مطالاب فوق بايد به مديريت پاداش به عنوان يك سازو
كار كليدي توجه كرد كه نتيجه آن اصلاح عملكرد افراد ، هدفمند
كردن پرداخت ها ، توسعه و آموزش كاركنان ، حفظ كاركنان مستعد
و ايجاد تضمين براي رفتار منصفانه در مقابل عملكرد مي باشد .
ويژگي هاي استراتژي پاداش عبارتند از :
1- در جهت ارزش ها و منافع سازماني
2- متناسب با ارزش ها و باورهاي شركت
3- حمايت و هدايت رفتار مطلوب
4- تثبيت يك مديريت مطلوب
5- كافي بودن و مناسب بودن
6- متنوع بودن
7- حتمي بودن و قطعي بودن
نكته آخر اينكه ، در طراحي پاداش ، از هز گونه افراط و تفريط
خودداري كرده و مورد پذيرش و مقبوليت عمومي باشد .
از خصوصيات كارآمدي آن فوريت ، اقدام بهنگام و سريع و علاوه
بر آن برقراري نوعي توازن مي باشد . |